نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )

138

فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )

ذوق ربوبيت گاهى اتفاق مىافتد كه سالك از خود غايب مىگردد و حق تعالى او را بسوى خود بالا مىبرد و سالك ذوق ربوبيت را در خود احساس مىنمايد و اين ذوق در كمتر از چشم زدنى براى او ايجاد مىگردد و اين چنين ذوقى كه در باطن او ايجاد شده از ارزنده‌ترين مقامات و از مهم‌ترين كراماتى است كه خداى عز اسمه بوى عنايت فرموده و كام او را از اين چاشنى چشانيده و در اين موقعيت سالك سائر همواره با حق سبحانه در عتاب و جدال است و مىگويد چه چيزى ايجاب كرده تا تو رب باشى و من مربوب و چه باعث شده تا تو خالق باشى و من مخلوق و چه چيزى موجب شده تا تو قديم باشى و من حادث در اين حال خداى منان ذوق ربوبيت را به او مىچشاند و در نتيجه‌ى آن از اين‌گونه تحير و عتاب آسوده مىگردد . از طرف ديگر عارف متوقف است و تحيرى در آن وجود ندارد و متحير سائر است بلكه عارف مطلق خداست و جز او متعارف و متظاهر به عرفان است و سالك به هيچ مقامى نائل نمىآيد مگر اينكه پس از آن مقامى عالىتر و ارزنده‌تر است زيرا ذوق قدم و ربوبيت هر چند ارزنده و با اهميت است و ليكن دوام آن ارزنده‌تر از آن است و چنانچه مىدانيم اين پيش آمد محدود نبوده بلكه ميدان پهناورى است كه حدود آن قابل درك براى همگان نبوده بلكه براى كسى قابل درك است كه در راه حق تعالى به هلاكت رسيده و